زماني در اثناي 1067 تا 1096 (يا 1101) يك جواهرنامهٴ طبي در 743 بيت تأليف كرد،1 كه اگر از روي نسخههاي خطي وترجمههاي آن داوري كنيم، رواج وسيعي يافت. بهطور حتم به زبان فرانسه (12 ترجمه به نظم و نثر)، پروانسي، ايتاليايي، ايرلندي، دانماركي، عبري، و اسپانيايي ترجمه شد. اين كتاب از خواص طبي و جادويي 60 سنگ قيمتي بحث ميكند.
در قرون وسطي سه نوع جواهرنامه وجود داشت: نوع علمي مأخوذ از تيوفراستوس و ديوسكوريدس؛ نوع اخترگويانه (يا جادويي) مأخوذ از نوشتههاي اسكندراني؛ و نوع مسيحي مأخوذ از سينهبند هارون و از ادبيات تمثيلي مكاشفهاي. نوع سوم را ميتوان در آثار بيد و هرابانوس رديابي كرد، ولي بعداً براي مدت مديدي ناپديد شد. ولي دو نوع ديگر در آثار پليني و بعداً در اشتقاقات ايزيدور، و سرانجام در تأليف ماربود تلفيق شده بود. بدين ترتيب منظومهٴ بزرگي كه اسقف رِن تأليف كرده، حاوي عناصر مسيحي نيست، بلكه منحصراً از مآخذ مشركين اقتباس شده است. از آنجا كه اغلب جواهرنامههاي اروپايي به نوبهٴ خود از كتاب ماربود اقتباس شده بود، تا ظهور كتاب موسوم به
جواهرنامهٴ مسيحي2 در سدهٴ سيزدهم، كه اول بار هر سه سنت را با هم تلفيق كرده بود، اين جواهر نامهها مطابق سنت مشركين باقي ماند. بدين ترتيب، سير تكاملي جواهرنامهها با جانورنامهها، كه از دوران بسيار قديم با عقايد مسيحي سازگار گشته بودند، كاملاً مغايرت داشت (يادداشت مرا راجع به فيزيولوگوس در نيمهٴ دوم سدهٴ دوم ببينيد).
براي تكميل اين گزارش مختصر بايد اين را اضافه كنم كه سنتهاي اخترگويي يوناني در آثار عربي هم از نو نمايان شد، از قبيل جواهرنامهٴ مجعول ارسطويي و جواهرنامهٴ عطارد (نك نيمهٴ اول سدهٴ نهم). بعداً از طريق ترجمههاي آلفونسو، تحول عربي با تحول لاتيني تلفيق شد (نك نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم).
اودوي موني
اودو اهل مون3 بر كرانهٴ لوار مقارن اواخر سدهٴ يازدهم برآمد. احتمالاً مؤلف منظومهاي در 2,269 سرودهٴ شش وتدي راجع به خواص 77 گياه و ريشه4 است. اين منظومه براساس مشاهدات شخصي نيست، با اين حال اهميت زيادي دارد، چون از قديمترين اسناد غربي است كه علاقه به گياهشناسي را احيا ميكند.
هويت مؤلف اين رساله موضوع بحثهاي زيادي بوده و مسئلهاي است كه تاكنون بهطور كامل حل نشده است، با اين حال تا حدود زيادي مسلم است كه اين رساله به وسيلهٴ يك